Apr
22
2013

معرفی شهرستان سبزوار در یک نگاه

نگاهی به سابقه و پیشینه تاریخی شهرستان سبزوار

بر اساس مطالعات باستان شناسی مشترک ایران و فرانسه در پیشینه تاریخی شهر «سبزوار»، تاریخ پیدایش فرهنگی این شهر بههزاره چهارم قبل از میلاد می رسد. 

بر اساس یافته های باستان شناسی در آثار به جای مانده از این شهر دوران، مردم این منطقه بیشتر دام دار و کشاورز بوده اند.

سبزوار کنونی یکی از بخش های دوازده گانه بیهق قدیم می باشد که با فراز و نشیب فراوان به شکل امروز خود درآمده است.

شهرستان سبزوار در غرب استان خراسان رضوی قرار دارد. از شمال به شهرستان های اسفراین، جوین و جغتای، از مشرق به نیشابور و از جنوب به شهرستان های کاشمر و بردسکن محدودمی شود.

از آن جایی که شهرستان سبزوار  بین نواحی کوهپایه ای و دشتی قرار گرفته از آب وهوای متنوعی برخوردار است و همین تنوع آب وهوازمینه ساز ایجاد پوشش گیاهی و  جانوری متنوعی شده است.

این شهر  با بسیاری از داستان های پهلوانی ایران باستان ارتباطی نزدیک دارد. چنانكه مدتها، میدان مركزی شهر به میدان دیو سفیدمعروف بود.

 در دوره های اسلامی، ولایت‌ بیهق دارای دو شهر سبزوار و خسروگردبود. شهر سبزوار در حمله مغول به كلی ویران شد؛ لیكن به تدریج دوباره آباد گردید.

حوادث تاریخی بی شماری در این شهر اتفاق افتاده است؛ از جمله در سال 737 ه. ق. این شهر پناهگاه و پایتخت سلسله سربداران شد.

شهر سبزوار به “دارالمؤمنین” نیز معروف بوده است.

 هنوز زخم ناشی از حمله مغولان به مردم این شهر التیام نیافته بود كه در زمان شاه عباس، بار دیگر، سبزوار زیر سم ستوران ازبک ‌هاویران گشت و مردم آن قتل عام شدند ولی پس از این واقعه؛ این شهر كم كم رو به آبادانی گذاشت.

دوره صفویان برای این شهر، شروع مرمت و بازسازی تاریخ گذشته بود. این شهر طی دهه های اخیر رونقی دوباره یافته و همچنان در حال توسعه و نوسازی است.
مردم سبزوار معتقدند جنگ ایرانیان و تورانیان در حوالی سبزوار اتفاق افتاده است. همینطور معتقدند قبر سهراب در این شهر و در محل فعلی شهرداری سبزوار قرار داشته است.

کلاه خود و زرهی به تازگی در این شهر کشف شده که به موزه آستان قدس رضوی تحویل گردیده و شهرداری سبزوار در حال حاضر بنای یاد بودی بر آن نهاده است.

هر چند بسیاری داستان رستم و سهراب را اثری اساطیری می دانند. در تاریخ مسعودی مطالبی در این خصوص آمده و در شرح مسافرت شاه طهماسب صفوی به خراسان و گذارش از شهر سبزوار؛ از آشنایی مردم این دیار با شاهنامه سخن گفته شده است.

آثار دیدنی فراوانی در این شهر وجود دارد که مهم ترین آنها عبارتند از:

 امام زاده یحیی 

بنای معروف به آرامگاه امام زاده یحیی در محل تلاقی خیابان بیهق و اسرار در مرکز شهر واقع شده است.

 

این بنا مشتمل بر در ورودی کاشی کاری شده در خیابان های بیهق و اسرار، راهروهای منتهی به داخل بنا و گنبدخانه است که متعلق به قرن ۶ و ۷ هجری است و بقیه فضاها بعدا به آن الحاق شده است. از جمله مناره های اصلی که ۲۹ متر ارتفاع دارد. تزئینات بنا شامل کاشی کاری های بسیار زیبا، آینه کاری، کاربندی و… است.

مسجد جامع سبزوار

بنای این مسجد عظیم به دوره سرداریه و به عهد علی موید آخرین امیر سریداری مربوط می شود و دارای دو گلدسته عظیم و دو ایوان شمالی و جنوبی است و در شرق و غرب آن نیز شبستان هایی موجود است که شبستان شرقی آن در گذشته با یک پلکان در زیرزمین قرار گرفته که در تابستان روی سقف آن و زمستان ها در درون آن نماز می گزارده اند که در سال های قبل از انقلاب تخریب و به صورت کنونی درآمده است.

چهار لوح سنگی نیز مربوط به زمان های شاه طهماسب دوم صفوی در دیوارهای آن نصب شده است. (قرن ۷ و ۸ ه.ق) نمای بیرونی بنا در دوره پهلوی ایجاد شده است.

مسجدپامنار

مسجد آدینه یا پامنار، کهن ترین مسجد سبزوار است که بنیاد اولیه آن به اواسط قرن سوم ه. ق بر می گردد.

این بنا بر اساس نوشته ابوالحسن بیهقی در کتاب تاریخ بیهق، در سال ۳۱۷ هجری.ق توسط امیر ابوالفضل زیاری تجدید بنا شده و در سال ۴۲۰ ه. ق به دست خواجه امیرک دبیر برای مناره ای ساخته شده که همچون منار جنبان اصفهان می جنبد و حدود ۱۷ متر ارتفاع دارد.

 مسجد نام خود (پامنار) را از همین منار گرفته است. تزئینات مسجد شامل کاشی کاری در ایوان ورودی، آجرکاری بر روی بدنه مناره و کتیبه های آجری می باشد.

 آرامگاه کاشفی

 

این آرامگاه متعلق به مولانا کمال الدین کاشفی مشهور به واعظ سبزواری متوفی در سال ۹۱۰ (ه.ق) می باشد. ایشان از فضلای نامی اواخر عهد تیموری است و با سلطان حسین میرزا بایقرا و امیر علیشیر نوایی معاصر بوده است.

از تألیفات کاشفی می توان از کتاب های انوار سهیلی (ساده شده کلیله و دمنه) صحیفه شاهی، روضة الشهدا، تفسیر حسینی (تفسیر قرآن مجید)، اخلاق محسنی، اسرار قاسمی و… را نام برد. بنای آرامگاه کاشفی در سال ۱۳۵۳ (ه.ش) توسط انجمن آثار ملی طراحی و ساخته شده و در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

آرامگاه حاج ملاهادی سبزواری

 

 

این آرامگاه متعلق به فیلسوف بزرگ شرق حاج ملا هادی سبزواری می باشد. ایشان در شب شنبه ۲۱ ذی الحجه سال ۱۲۱۲ ه.ق متولد شد و پس از ۷۷ سال عمر گران مایه در سال ۱۲۸۹ ه.ق وفات کرد. آرامگاه وی در باغ شخصی وی بنا شده است.

 از مهم ترین آثار وی آثار الحکم و دیوان اشعار می باشد که تخلص شعری وی «اسرار» بوده است. این بنا از آثار دوره قاجار می باشد و در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.


 منار خسروجرد

این مناره طبق کتیبه موجود بر روی آن در سال ۵۰۵ (ه.ق) در عهد سلجوقی ساخته شده است و البته در منابع مکتوب آمده که در سال ۴۱۳ نیز توسط سفرنامه نویسان دیده شده است.

 ارتفاع این مناره ۳۳ متر می باشد. آجرکاری های روی آن بیانگر هنر والای دوره سلجوقی می باشد. در خور اشاره است که بر خلاف افکار نظر عمومی که آن را مناره مسجد می دانند، این بنا یک مناره منفرد بوده و برای راهنمایی مسافران احداث شده است.

آرامگاه بقراط 

حاج محمد حسن بقراط فرزند حاج محمد تقی از دانشمندان زمان خود بوده و شعر نیز می سروده و تخلص وی در سروده هایش «فانی» بوده است.

او در سال ۱۲۴۰ خورشیدی در سبزوار زاده شد و در سال ۱۳۳۳ در ۸۳ سالگی درگذشته است. همچنین علاوه بر شعر، در علم طب نیز دستی داشته است و بیماران را با داروهای گیاهی و دستورات پزشکی درمان می کرده است.

سرای معمارزاده

این سرا یکی از ۱۱ سرای قدیمی موجود در شهر است که در میدان اسرار واقع شده، مالکیت این بنا در ابتدا متعلق به یک فرد اهل روسیه بوده و قدمت آن به دوره قاجاریه باز می گردد.

 

از ویژگی های جالب این بنا وجود دو هشتی در امتداد هم در ورودی های بنا است.

حوض هشت پایه  

قدیمی ترین و بزرگ ترین حوض انبار شهر، حوض ۸ پایه است که در چهار راه رضوی قرار دارد.

این حوض با هندسه مستطیل شکل و طاق های چند ترک بر روی ۸ پایه قطور مربع شکل به صورت مخزنی احداث شده است.

 

یخدان های سبزوار 

به دلیل کویری بودن و داشتن تابستان های بسیار گرم و نیاز به مصرف آب خنک ایجاب می کرده است که مردم به فکر احداث بناهایی چون «یخدان» و «آب انبار» باشند.

 لذا در گذشته سبزوار دارای چندین مجموعه «یخدان» بوده که در حال حاضر از کل آن ها ۹ یخدان به طور پراکنده در حاشیه جنوب شهر باقی مانده است.

مصلای تاریخی

بنای آجری که به مصلی معروف است در جنوب «میدان شهداء» شهر سبزوار واقع شده که سال ها شاهد حضور مردم برای انجام فرایض دینی مثل نمازجمعه و جشن های اعیاد بوده است.

بنای این مصلی مربوط به قرن هشتم هجری قمری یعنی مقارن با دوره سربداران است که همین موضوع بر ارزش آن می افزاید.

کاروان سرای فرامرزخان

یک کاروان سرای دیدنی، تاریخی و جالب در حاشیه خیابان بیهق شرقی قرار دارد که در زمان نخست وزیری دکتر مصدق به مرکز و کانون نگهداری از مستمندان تبدیل شده است.

این بنا که جزو آثار ثبت شده ملی است از نوع ۴ ایوانی است که حیاطی مربعی شکل دارد همراه با ۴ ایوان و غرفه های متعدد که در انتهای هر یک از غرفه ها حجره ای هم ساخته شده است.

موزه مردم شناسی سبزوار

موزه مردم شناسی سبزوار در بخش بارانداز و غرفه های اتراقگاه شرقی کاروان سرای حاج فرامرزخان در حاشیه خیابان بیهق شرقی ایجاد شده است.

 

در این موزه سعی شده گوشه ای از آداب و رسوم، مشاغل و آیین های سنتی منطقه به نمایش  بازدیدکنندگان گذاشته شود. در موزه نفت شهر هم که در خیابان دکتر فاطمی قرار دارد ادوات و تجهیزات نگهداری و انتقال نفت به نمایش گذاشته شده است.

مشخصات و امکانات

این شهر در گذشته در مسیر راه ابریشم قرار داشت.

این شهر در مسیر راه آهن تهران-مشهد قرار ندارد و نزدیک‌ ترین فاصلهٔ این راه‌آهن با سبزوار بیش از ۳۰ کیلومتر است و عملاً این راه‌آهن برای سبزوار بی‌فایده‌است. ولی در سال‌های اخیر دومین فرودگاه سبزوار ساخته شد که در خرداد ۱۳۸۵ این فرودگاه دارای پروازهای بین‌المللی شد.

بعضی از کوه‌های اطراف سبزوار و قلاع و همچنین دهات نام شاهنامه‌ای دارند مثل کوه دو یا دیو، قلعه دو یا دیو، بلاش آباد بنام بلاش پادشاه اشکانی.

شهر سبزوار از تهران تقریبا ۶۷۰ کیلومتر فاصله دارد.

مشاهیر سبزوار

 اسطوره‌ها و افسانه‌ها

مردم سبزوار معتقدند جنگ ایرانیان و تورانیان در حوالی سبزوار اتفاق افتاده‌است. همین طور معتقدند گور سهراب در این شهر و در محل فعلی شهرداری سبزوار قرار داشته‌است و کلاه خود و زره مکشوفه در سال‌های گذشته به موزه آستان قدس رضوی تحویل شده و شهرداری سبزوار در حال حاضر بنای یادبودی بر آن نهاده‌ است. هر چند بسیاری داستان رستم و سهراب را اثری اساطیری می‌دانند. در تاریخ بیهقی (تاریخ مسعودی) مطالبی در این خصوص آمده‌است و در شرح مسافرت شاه طهماسب صفوی به خراسان و گذرش از شهر سبزوار به هنگام اجرای نمایش رستم و سهراب توسط کسانی که برای خیر مقدم به پیشواز شاه آمده‌اند از اینکه مردم سبزوار این گونه با شاهنامه و مضامین آن آشنایند متعجب می‌شود.[نیازمند منبع]

 جاهای دیدنی

 مذهبی

 مسجد جامع سبزوار

مسجد جامع سبزوار با مساحتی در حدود چهار هزار متر مربع مشتمل بر ایوانهای قبله و شمالی، صحن، شبستان و رواق در حاشیه جنوبی خیابان بیهق این شهر واقع است. بنا بر شواهد معماری بخشهایی از این بنا در طول زمان بازسازی و مرمت شده است. در ضلع جنوبی ایوان قبله محراب قرار دارد، بر بالای آن کتیبه ای به تاریخ 1292 ه.ق و بر راس این ایوان دو مناره آجری دیده می شود. در طرفین این قسمت همزمان با بنای ایوان جنوبی شبستنهایی با طاقهای ضربی بلند ایجاد شده است.در دالان سمت شرقی ایوان شمالی مسجد کتیبه هایی به صورت سنگ نوشته از دوران صفویه با تاریخهای 979 و 1136 ه.ق درباره مراعات سکنه سبزوار و دستوری از شاه طهماسب صفوی ثبت می باشد. از عمده تزئینات مسجد جامع سبزوار کاشی هفت سنگ و کاشی کاری خشتی است. این بنا ویژگیهای معماری سده هشتم هجری را نشان می دهد.

 بقعه امام زاده یحیی

این بنا در تقاطع خیابان اسرار و بیهق شهر سبزوار قرار دارد و مشتمل بر فضای داخلی گنبد دار، ایوان و مناره ها و دو فضای ارتباطی است. گنبد این امام زاده با کاشی هایی به رنگ فیروزه ای پوشیده شده و نمای بنا از سمت خیابان بیهق با کاشیکاری آارسته شده. گویا گنبدخانه کهن ترین بخش بناست که با پلان مربع و به صورت چارایوانی به سبک ویژه معماری سده هشتم و هفتم ساخته شده است. تزیینات نمای امامزاده در سال 1380 نصب شده و داخل آن به کاشی، گچ، سنگ و آینه کاری آراسته شده است. این مکان هم اکنون به عنوان یک زیارتگاه مورد احترام و توجه است، اما مکان تاریخی و گردشگری نیز به شمار می آید

 

 

بخش هایی از شاهنامه فردوسی در مورد سبزوار :

 

سبزوار شهر ساسان

تاریخ آبستن حوادث است، حوادثی تلخ و شیرین ؛آمیخته به نیک وبد ،نیک و بد به هم آمیخته و آویخته .سرزمین اهورایی “اَئیریَنَ وَ ئِجَه”پی سپر دیوان وددمنشانی بوذه که پیاپی این اقلیم از اقالیم هفتگانه ی جهان را به خود نگذاشته اند .روزگاری اقوام تورو انیران و روزگاری اسکندریان گُجستکِ چرمین کمر ،میهمان ناخوانده ی این مرزو بوم بوده اند ؛و روزگاری شمشیر شکستگان تازی و صباحی از آن گذشته ،ترکان غُزو ترکان سگ جامه ی مغول و زمانی خون خواران میش جامه ی گرگ صفت ِ تیموری .هرچند در این میان آتش های خشم ملت به ظاهر فرو می نشست اما آتش اهورایی و دینی آشویی در دل ها زبانه می کشید و زبان و تمدن سه عنصر راستین و مانا می توانست این کهن بوم و بر را نگه دارد . خراسان گهواره ی نخستین ها ؛نخستین در علم ،دین ،تاریخ ،جغرافیا ،نهضت های آزادی بخش ،جهانبانی و….از این رو آماج همه ی کوبش ها و حملات بوده است .اکنون بر سر آن نیستیم که حدیث تازه کنم و بگویم خاستگاه کیانیان خراسان بوده است و فرّه ی ایزدی و آتش بهرام در ریوند سبزوار سال ها بر پا بوده است ،یا از نهضت های ابومسلم و المقنع و سنباد و …سخن بگویم؛که بیان و شرح آن خشت بر تیزاب زدن است .چه کسی است که نداند خاستگاه و خیزشگاه راستین زردشت خراسان بوده؟سرو کاشمر و سرو فریومد سبزوار در تاریخ گواه این ادعاست .در این جا سخن بر سر “دیار ادبا” است ،دیار ایرج ،دیار بهمن پسر اسفندیار ،دیار ساسان پسر بهمن و دیار تیزرایان و فرهیختگان رایومندی هم چون ؛ابوالفضل بیهقی حارث آبادی ،علی بن زید بیهقی ششتمدی ،سید حسن غزنوی ،خواجه نظام الملک توسی نزل آبادی ،خاندان جوینی (منتجب الدین جوینی ،بهاءالدین جوینی،شمس الدین جوینی ،عطاملک جوینی)،امیر شاهی سبزواری ،ابن یمین فریومدی،کاشفی سبزواری ،و مولانا فخر الدین علی صفی فرزند کاشفی ، اسرار سبزواری ،خاندان استاد شریعتی و دکتر قاسم غنی .سرانجام دیار سر بدار،خیزشگاه شیخ خلیفه ها و جوری ها.در باختر شهر توس ،((در 57 درجه و 32 دقیقه ی طول شرقی و 36 درجه و 12 درجه عرض جغرافیایی،منطقه ای است وسیع به مساحت 700 هکتار و به ارتفاع 940متر از سطح دریا بالاتر که از خاور به نیشابور ،از باختر به شاهرود و بجنورد ،از شمال به اسفراین و از جنوب به کاشمر متصل است )).پیچ وخم های جاده کهن ابریشم که از آن سوی مرزهای”پَرثَوَه” می گذرد،راهنما و پیشاهنگ خوبی است که ما را به شهر ساسان و کنام شیران راه یابی می کند.از نیشابور که دارالملک طاهریان و سرزمین صوفیه است بگذری،رشته کوههای بینالود که دنباله ی جنوبی ترین ارتفاعات سلسله جبال البرز است ،نمایان می شود ((ادامه ی کوه های بینالود در سبزوار ،مشهور است به کوههای جغتای در شمال شهر ؛دشت جوین را از جلگه ی سبزوار جدا می کند)).سفره ی خالی از نعمت الهی که در شهر منا ره ها گسترده شده است با آب شوری که از نیشابور جاری می شود تزیین می گردد،و مظلومانه دست بی رحم طبیعت با صلاح پر صلابت خود مرزی کشیده است ،تا این خطه ی دیر پایای پایا و بایا را از آب های آبسکون جدا سازد.میانه ی کال شور و رشته کوههای البرز شهری است سر بر آورده از اعصار با شکن هایی بر جبین و چهره ای سالخورده و آفتاب سوخته که زمزمه کنان می خواند

ما فاتحان قلعه های فخر تاریخیم

شاهدان شهرهای شوکت هر قرن

ما یادگار عصمت غمگین اعصاریم

ما راویان قصه های شاد و شرینیم

آخر شاهنامه ص83

سبزوار که روزی رزمگاه رستم و سهراب بوده است و نیز جایگاه آتش مقدس بهرام د ر ریوند و تختگاه دولت اشکانی ؛سالیان سال زیر چکمه های بی رحمانه ی و سنگین دل جنگیان عمر سپری کرده است .و زیر آسمان کبود و آبی نمی دانم زرد و سرخ شلاق بی رحم خورشید آسمان را بر پیکره ی خود ناظر بوده است .روزی در سال 30هجری به دستور ابن عامر ؛اسود بن کلثوم مأمور فتح بیهق می شود و کشته می شود .و روزی حمزه ی آذرک سی هزار مرد می کشد و روزی دیگر ضربات بی امان لاشخواران نفس گیر بیابانگرد مغول ،امان از آن ها میگیرد و از سی هزار کشته ،پشته می سازد و از کلّه ها مناره و کس نیست بر آنان بگرید و هنوز صدای پای مرگبار مغول در خاطره ها سنگینی می کرد که تیمور لنگ از اخلاف نا بکار چنگیز، اسب چپاول به سر بدار راند و در اوایل جلوس شاه عباس ماضی ،عبدالمؤمن خان ازبک نیز از کشتار بی نصیب نماند.

تاریخچه ی سبزوار

درباره ی اینکه سنگ بنای سبزوار را چه کسی پی ریزی کرده گفته های گوناگونی نقل شده ،و حتی تاریخ بیهق سه روایت ذکر کرده است ،اما نگارنده در جستاری در باره ی تاریخچه سبزوار و معمار آن بحث کرده است که کوتا ه شده ی آن ،در زیر آورده می شود

با توجه به اینکه فردوسی در پایان پادشاهی بهمن پسر اسفندیار آورده است که ؛

پسر بود او را یکی شیر گیر

که ساسان همی خوانَدَش اردشیر

یکی دخترش بود نامش هُُمای

هنرمند و با دانش وپاک رای ….

اگر دختر آید ورا گر پسر

ورا باشد این تخت و تاج و کمر

چو ساسان شنید این سخن خیره شد

ز گفتار بهمن دلش تیره شد

به سه روز و سه شب بسان پلنگ

از ایران به مرزی دگر شد ز ننگ

دمان تا به شهر نشابور شد

پر آزار شد و ز پدر دور شد

ساسان در نیشابور گله داری آغاز می کند . بنابه تاریخ های معتبر ؛بیهق جزئی از نیشابور بوده است و دور نیست که منظور از نیشابور بیهق باشد.و از پایتخت بهمن – که به روایت آثار الباقیه ،بهمن نامه والکامل و….بلخ بوده – تا نیشابور بیش از سه روز و سه شب راه نبوده است ،بنابراین ،ساسان از بلخ می گریزد و در بیهق چوپانی می کند و چون کار پستی را پیشه کرده بود ،مردمان دیگر ،او را گدا خواندند.به طوری که در لغت نامه ی دهخدا “سوس”به فقیر گدا معنی شده است.از طرفی دیگر هنوز نام ساسان در کاریز منسوب به او در سبزوار پا بر جاست.در روستای مغیسه کاریزی هست به نام “سوس کِرِز”(=ساسان کاریز)؛و روستای مغیسه نیز از دو واژه ی “مغ+سوس”ترکیب شده است .یعنی ساسانِ مغ؛زیرا ساسان از خانواده ی گشتاسپ زردشتی بوده .و گشتاسب بنا به نص صریح “زند و هومن یشت”آتشکده آذر بر زین مهر سبزوار را بنیاد نهاده است .بنابراین تعریف ؛تاریخ دقیق بنای شهر سبزوار به تاریخ دقیق پادشاهی گشتاسپ بر می گردد و اگر نظر ابوریحان را بپذیریم که از پادشاهی گشتاسپ تا یزد گرد 1221 سال می گذرد – می دانیم پس از 120 سال پادشاهی به بهمن رسید و بهمن هم 112 سال حکومت کرد و از تاریخ بهمن تا کنون 2390 سال قمری می گذرد و باید بنای شهر را به سالیانی جلوتر از وفات بهمن عقب برد – پس می توان تاریخ تقریبی سبزوار را با پشتوانه ی متون تاریخی ،ادبی و زردشتی حدود 2400 سال پیش دانست .بی شک سازنده و معمار آ ن را ساسان پسر بهمن نواده ی گشتاسپ دانست که اندکی پس از زردشت می زیسته

 

درباره نویسنده:

فرستادن دیدگاه

ورود

اوقات شرعی


تقویم

نوامبر 2014
ش ی د س چ پ ج
« Oct    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
2930